㋡ لبخند گلها ... رنگارنگ ㋡
مطالب آموزنده ، تفریحی و طنز ، عکس نوشته ، جالب ، نظرسنجی ، واقعیت ها ، عکسای هنری و همه چی
زمان «خط» است نه «دایره» و زمان رفته دیگر باز نمی گردد...

چه ایده بدی بوده،دایره ای ساختن ساعت. احساس میکنی همیشه فرصت تکرار هست:

قرار بوده ۸ صبح بیدار شوی و میبینی شده ۸ و ربع٫ میگویی: اشکال ندارد تا ۹ میخوابم بعد بیدار میشوم!

قرار بوده امشب ساعت ۹ یک ساعتی را صرف مطالعه کتاب کنی، می بینی کتاب نخوانده ۱۰ شده.

میگویی: اشکال ندارد. فردا شب ساعت ۹ میخوانم.

ساعت دروغ میگوید. زمان دور یک دایره نمی چرخد! زمان بر روی خطی مستقیم می دود. و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد.

ایده ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است! ساعت خوب، ساعت شنی است!

هر لحظه به تو یادآوری میکند که دانه ای که افتاد دیگر باز نمی گردد. اگر روزی خانه بزرگی داشته باشم،

به جای همه دکورها و مجسمه ها و ستونها، ساعت شنی بزرگی برای آن خواهم ساخت!

و میگویم در آن ساعت شنی،آنقدر شن بریزند که تخلیه اش به اندازه متوسط عمر یک انسان طول بکشد.

تا هر لحظه که روبرویش می ایستم به یاد بیاورم که زمان «خط» است نه «دایره» و زمان رفته دیگر باز نمی گردد...


برچسب‌ها: آموزنده, زندگی, جملات مفهومی, جملات سنگین
عکس نوشته آموزنده

بقیه توی ادامه مطلب ...


برچسب‌ها: عکس نوشته آموزنده, عکس نوشته
ادامه‌‌ی مطلب
خاطرات کودکی
 

دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن

خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی

زمین همیشه سبز و کوههای همیشه قهوه ای

دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز

برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی

برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی

دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته

برای اولین زنگ مدرسه

برای واکسن اول دبستان

برای سر صف ایستادن ها

برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته

دلم برای مبصر شدن ، برای خوبها ، بدها

دلم برای ضربدر و ستاره

دلم برای ترس از سوال معلم

کارت صد آفرین

بیست داخل دفتر با خودکار قرمز

و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر

دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت

دلم برای زنگ تفریح

برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها

برای لی‌لی کردن

دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم

برای اردو رفتن

برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن

دلم برای روزنامه دیواری درست کردن

برای تزئین کلاس

برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود

برای خنده های معلم و عصبانیتش

برای کارنامه…. نمره انضباط

برای مُهرقبول خرداد

دلم برای خودم

دلم برای دغدغه و آرزو هایم

دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده

نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی ام را جا گذاشتم 

کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟



برچسب‌ها: آموزنده, زندگی, جملات مفهومی, کودکی
عکس نوشته آموزنده

بقیه توی ادامه مطلب ...


برچسب‌ها: عکس نوشته آموزنده, عکس نوشته
ادامه‌‌ی مطلب
قدر بابا ، مامانمونو بدونیم ...

اسمش را نمی دانست
همینطور نام بچه هایش را
فقط می دانست
بچه هایی دارد
که لابد آلزایمر گرفته اند
وگرنه
پدر مهربانشان را
فراموش نمی کردند


برچسب‌ها: جملات عارفانه, جملات زیبا, جملات با مفهوم
عکس نوشته

بقیه توی ادامه مطلب ...

 


برچسب‌ها: شعر نوشته, عکس نوشته
ادامه‌‌ی مطلب
معمولی بودن شجاعت می خواهد
 

فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد.

آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد

نه نقاشی را میگذارد کنار، نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند،نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است،

نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدمها را،

نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.

حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. هراس سقوط در لای آدم های "معمولی".

و این هراس می تواند حتی لذت زندگی، نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن،خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.

تصمیم گرفته ام خودِ معمولی م را پرورش دهم. نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با "ترین"هایم به رسمیت بشناسند.

از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولی ام عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه میدهم به منِ معمولی عشق بورزند

تهمینه میلانی


برچسب‌ها: متن های زیبا, عکس های هنری
متن های زیبا و عکس نوشته و عکس های هنری

به خودت نگیر شیشه پنجره

تمیزت مے کنند

که کوه را بے لکه ببینند

و آسمان را بے چرک

به خودت نگیر شیشه

تمیزت مے کنند

که دیده نشوے ...

" علیرضا روشن "

 


برچسب‌ها: شعر نوشته های زیبا و پر معنا, عکس نوشته عاشقانه, عکس و متن آموزنده از شخصیت های معروف
ادامه‌‌ی مطلب
شعر نوشته های کوتاه و پر معنا با عکس (سری دوم)
من چه هستم؟

برفی نشسته بر روی یک شیروانی داغ!!!

بقیه توی ادامه مطلب ...


برچسب‌ها: جملات عارفانه, جملات زیبا, جملات آموزنده, جملات با مفهوم, شعر نوشته
ادامه‌‌ی مطلب
شعر نوشته های کوتاه و پر معنا با عکس (سری اول )
دلتنگـــــــی

خیـــــــــابان شلــــــــــوغی استـــ

که تـــــــــــو در میــــــــــانه اش ایستــــــــــاده باشی

ببینی می آینـــــــــــد

ببینی می رونـــــــــد

و تو همچنــــــــــــان

ایستــــــــــــاده باشی !

علیرضا روشن

برای دیدن بقیه برین ادامه مطلب...


برچسب‌ها: جملات عارفانه, جملات زیبا, جملات آموزنده, جملات با مفهوم, شعر نوشته
ادامه‌‌ی مطلب
عکس نوشته های آموزنده در مورد دوست داشتن (سری دوم)
love9.jpg

بقیه توی ادامه مطلب ...


برچسب‌ها: عکس نوشته های آموزنده
ادامه‌‌ی مطلب
عکس نوشته های آموزنده(سری اول)
recovered_jpeg_1424.jpg

برین ادامه مطلب...


برچسب‌ها: عکس نوشته های آموزنده
ادامه‌‌ی مطلب
بهترین چیزای زندگی مجانی هستن!



توی عکس یک مورد نوشته نشده و اونم ( خداست )
از همینجا از مریم جون تشکر میکنم بخاطر یادآوریش.


برچسب‌ها: بهترین چیزای زندگی مجانی هستن, چطور بهتر زندگی کنم
تو فقط بخند

نگرانت نیستم...

شادی های دنیاکنارت هستند

مزاحمت نمی شوم.....

من ودلتنگی هایم زیادی هستیم....

جایی برای ما نیست.

می روم گوشه ای...

کنار دلهره...

ازدور به تماشا می نشینم

مزاحمت نمی شوم....

تو فقط بخند.......

جملات ناب و مفهومی همراه با تصاویر
 
غمگینم
همانندِ مرد هزار چهره که میگفت:
" نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"...!!

 
بقیه توی ادامه مطلبن ...

برچسب‌ها: عکس های با مفهوم, جملات بامفهوم, برای چند لحظه به خود بیاییم
ادامه‌‌ی مطلب
یه تلنگر کوچیک...
 
یه آپ متفاوت!
عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست دارد ... پرسیدند:کجا میروی؟
گفت: می روم با آتش، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم
تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم !!

 
فکر نکن تو بدبخترین آدم دنیا هستی..

یه کم به زندگیت زیباتر نگاه کن

شاید اونوقت کمتر غر بزنی .....

 
روزی در یک دهکده کوچک، معلم مدرسه از دانش آموزان سال اول خود خواست تا تصویری
از چیزی که نسبت به آن قدردان هستند، نقاشی کنند. او با خود فکر کرد که این بچه های فقیر
حتماً تصاویر بوقلمون و میز پر از غذا را نقاشی خواهند کرد. ولی وقتی داگلاس نقاشی ساده
کودکانه خود را تحویل داد، معلم شوکه شد! او تصویر یک دست را کشیده بود،
ولی این دست چه کسی بود؟ بچه های کلاس هم مانند معلم از این نقاشی مبهم تعجب کردند.
یکی از بچه ها گفت: من فکر می کنم این دست خداست که به ما غذا می رساند.
یکی دیگر گفت:شاید این دست کشاورزی است که گندم می کارد و بوقلمون ها را پرورش می دهد.
هر کس نظری می داد تا این که معلم بالای سر داگلاس رفت و از او پرسید:
این دست چه کسی است، داگلاس؟ داگلاس در حالی که خجالت می کشید، آهسته جواب داد:
خانم معلم، این دست شماست. معلم به یاد آورد از وقتی که داگلاس پدر و مادرش را
از دست داده بود، به بهانه های مختلف نزد او می آمد تا خانم معلم دست نوازشی بر سر او بکشد.
شما چطور؟! آیا تا به حال بر سر کودکی یتیم دست نوازش کشیده اید؟

یادمون باشه دستانی که کمک میکنند مقدستر از دستانیست که دعا میکنند.

همیشه بعد از خوندن اینجور مطالب یکم احساس ندامت میکنیم که چرا تا حالا کاری در راه خدا نتونستیم انجام بدیم ولی نمیدونم چرا این حس بعده چند روز فراموش میشه... بیایین با انجام دادنه کارایی که وظیفه همه ماهاییه که اسممونو اشرف مخلوقات گذاشتیم به خودمون واقعا ثابت کنیم که اشرف مخلوقاتیم!
بیایین حس هم نوعدوستی و حس یه انسان واقعی بودنو و حس عاشق خدا بودنمونو تقویت کنیم.

توی این روزای مبارک و پر فیض بیایین تصمیم بگیریم

 واقعا عاشق خدا باشیم و لایق مهربونیاش...


برچسب‌ها: برای چند لحظه به خود بیاییم